كم نبودند سريالها و فيلم هاي داستاني زيبايي كه بواسطه بازي بازيگران يا هنر كارگردانان با استقبال بسياري روبرو شدند. اما كمتر سريال يا فيلمي را ميشناسم كه در وهله اول به خاطر موسيقي زيبا و دلنشينش در دل مخاطبان جاي گرفته باشند. شب دهم به كارگرداني حسن فتحي و آهنگسازي فردين خلعتبري از بارز ترين نمونه اين گروه سريالها است. در همان زمان در نشريه سروش هفتگي نوشتم هيچ صدايي جز صداي عليرضا قرباني و آهنگسازي خلعتبري نميتوانست اين سريال را چنين پر آوازه و محبوب كند. شب دهم براي فتحي بازگشتي غرورآفرين و براي خلعتبري نمره اي درخشان و براي عليرضا قرباني بهترين آغاز بود.
سالها قبل سريال سفرهاي حامي و كامي نيز با چنين بخت خوبي روبرو شده بود. و آن هماي بخت و اقبال محمد نوري بزرگمرد آواز ايران بود كه يكي از زيباترين و ماندگارترين آوازهاي خود را سوار بر ضرب آهنگ اين مجموعه براي هميشه در تاريخ موسيقي و فيلم ايران به يادگار گذاشت. ( ترانه ايران را ميگويم) . يكي ديگر از اين اتفاقات مهم و ماندگار ساخت و پخش سريال پس از باران به كارگرداني سعيد سلطاني بود. محمود پاک نيت، کتايون رياحي، مرجان محتشم، جهانگير الماسي، بهزاد فراهاني، ثريا قاسمي، جميله شيخي و ... از بازيگران سريال بودند که در گيلان مقابل دوربين رفت و نگاهي به تاريخ ايران در دوران رضاه شاه و با نگاهي آسيب شناسانه به فرهنگ و تفكر ارباب سالاري در ايران آنزمان و اثرات مخرب آن در سالهاي بعد داشت. براي اين سريال سعيد انصاري موسيقي زيبايي نوشت كه در زمان خود چه از بابت اركستراسيون و سازبندي چه از بابت رنگبندي سازي و حتي شخصيت پردازي مستتر خود يك اتفاق بود. اتفاقي نادر اما به شدت ماندگار. در اين ميان انتخاب فريدون پوررضا براي خوانندگي روي موسيقي اين سريال خود حكايتي جذاب داشت. انتخابي تنها چهاردقيقه اي. چهاردقيقه آواز بر روي موسيقي اي سمفونيك و نسبتا طولاني. متاسفانه مرحوم پوررضا عليرغم عمري تلاش در امر پِژوهش موسيقي و عمري تلاش عاشقانه در جهت اعتلاي فرهنگ آوازي و فولكوريك تا قبل از پخش اين سريال چندان شناخته شده نبود. اما پس از پخش سريال پس از باران ديگر كمتر كسي بود كه او را نشناسد. و كمتر كسي بود كه حتي به خاطر شنيدن همان چند دقيقه خود را براي تماشاي اين سريال پاي تلويزيون نرساند. در همان سال سعيد انصاري در مورد استاد پوررضا گفت: او دايره المعارف موسيقي فولكوريك ايران است. سعيد انصاري پوررضا را بهترين انتخاب ميدانست. و الحق كه بايد به چنين انتخابي تبريك گفت. فريدون پوررضا در 3 مهر 1311 در لشت نشا متولد شد و. تحصيلات ابتدايي را در مدرسه ناصر خسرو به پايان رساند و سپس در مغازه پدر به آرايشگري پرداخت. او از استادان آواز يونس دردشتي، سعادتمند قمي و غلامحسين بنان آواز ايراني را آموخت و در سال 1333 کار تعزيه را به همراه علي به کيش آغاز نمود. او در همان سال نمايشنامهاي براي تئاتر و اجراي آن در سالن سينماي لشت نشاء نگاشت. شش سال بعد در آزمون خوانندگي راديو گيلان رتبه اول را کسب کرد و به طور رسمي به عنوان خواننده شروع به کار نمود.از ارديبهشت 1350 همکاري با تلويزيون را آغاز کرد. و در همان سال به عنوان پژوهشگر آواهاي بومي و با همراهي مشاهير فرهنگي و هنري ايران سيمين دانشور، محيط طباطبائي، منوچهر آتشي، محمود عنايت، ايرج افشار و ديگر استادان برجسته دانشگاه تهران به لندن سفر کرد. وي در سال 1367 همکاري اش را با اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامي ايران به عنوان کارشناس موسيقي آغاز و در همان سال کنسرتي رادر رشت برگزار نمود.
از آن تاريخ به بعد به ترتيب در شيراز، همدان، آلمان، رشت و تهران به اجراي برنامه و کنسرت پرداخت. دو کاست ميگيلان و گيله لو آثار بعد از انقلاب اوست. در سال 1379 تيتراژ و متن سريال پس از باران را اجرا و در اسفند ماه همان سال و در مراسم تقدير از سازندگان اين سريال كه در هتل بزرگ ازادي برگزار شد مورد تقديرقرار گرفت خاطر نشان ميسازد كه سريال پس از باران يک سال بعد مقام اول موسيقي در فيلم و سريالهاي کشور را از آن خود کرد. او بعدها درباره همکاري در اين سريال گفت: (آن زماني که من «پس از باران» را خواندم، اين صدا فرياد جوامع شهرزده هم بود. اين فرياد عليه کساني بود که بر سر ما خراب شدند و موسيقي محلي ما را از بين بردند. من گيلاني هستم و افتخار مي کنم که گيلاني هم هستم. مثل کسي هستم که از بوي ريحان مست مي شود و از شنيدن صداي گيلک، دنيا را دريافت مي کند. شعري که آن را مي فهمم و بعد آن را مي خوانم. اينگونه بود که اين شعر را از دروازه دل ها عبور دادم و توانستم شهري و غير شهري را جذب اين شعر کنم. البته کلمات اين شعر را کمتر کسي متوجه مي شد، حتي گيلاني از خود اهالي دشت هم برخي از اين کلمات را متوجه نمي شدند) . اما با اينکه کمتر کسي معناي شعر را متوجه مي شد اما اين سوز و آه ترانه خيلي از مردم را در شهرها و روستاها پاي تلويزيون کشانيد. فريدون پوررضا برداشتي متفاوت از موسيقي فولکلور ارائه دادهاست. او از ملوديهاي ديلمان، گالش و گيلک در اين راه استفاده کرد. او با تحقيق در زمينه موسيقي، بسياري از ظرفيتهاي موسيقي گيلان را رشد داد و به گيلان و ايران معرفي نمود.
اين هم سالشمار زندگي هنري استاد فريدون پور رضا فريدون پوررضا.
او در سوم مهر ماه 1311 در لشت نشا متولد شد
1319 / آغاز تحصيل در مدرسه ناصرخسرو لشتنشا
1325 / اولين زمزمههاي خواندن در مدرسه
1328 / پايان تحصيل ابتدائي و کار در مغازه آرايشگري پدر
1329 / سفر به تهران براي آموختن آواز ايراني در محضر اساتيدي چون: دردشتي، سعادتمند قمي و غلامحسين بنان
1332 / بازگشت به زادگاه خود لشتنشا
1333 / آغاز کار تعزيه به همراهي علي بهکيش و نگارش نمايشنامه براي تئاتر و اجراي آن در سالن سينماي لشتنشا
1336 / همکاري با گروههاي نمايش در لشتنشا و اجراي نمايشنامه در لشتنشا و زيباکنار
1339 / شرکت در آزمون خوانندهگي راديو گيلان، کسب رتبه اول و شروع به کار خوانندهگي به طور رسمي.
1346 / اجراي اولين ترانه به صورت پاپ
1350 / ارديبهشت، همکاري با تلويزيون و اجراي ترانههاي مختلف
1355 / سفر به لندن به عنوان پژوهشگر آواهاي بومي با همراهي مشاهير فرهنگي و هنري ايران: سيمين دانشور، محيط طباطبايي، منوچهر آتشي، دکتر محمود عنايت، دکتر محمود افشار و ديگر اساتيد برجسته دانشگاه تهران
1367 / اجراي اولين کنسرت بعد از انقلاب اسلامي در سينما انقلاب رشت
1370 / اجراي کنسرت در شيراز
1372 / ارديبهشت ماه، سفر به آذربايجان از طرف اداره ارشاد و ديدار با عارف بابايف موسيقيدان آذربايجان شوروي و اجراي آواز شوشتري در کلاس درس او.
1372 / انتشار نوار «مي گيلان»، چاپ مقالات تحقيقي
1373 / همکاري با جهانگير اشرفي و دکتر علي عبدلي در گردآوري موسيقي گيلان و مازندران، اجراي کل آواهاي گيلکي بر عهده وي بود، اين پژوهش به وسيله انجمن موسيقي ايران در شش نوار تکثير و در تمام فرهنگسراها موجود ميباشد.
1374 / عضويت در هيات مديره انجمن موسيقي گيلان
صدور حکم انجمن موسيقي ايران
1377 / مرگ همسرش منيرخانم که درد تنهايي را با او يگانه کرد
1377 / اجراي کنسرت در همدان
1378 / انتشار نوار «گيلِلو»
1378 / اجراي کنسرت در آلمان که با استقبال پرشور هنردوستان گيلاني و ايراني مواجه شد.
1379 / اجراي آواز تيتراژ و متن فيلم پس از باران
1380 / انتشار نوار فيلم پس از باران و کسب مقام اول موسيقي در فيلمها و سريالهاي کشور در اين سال
1381 / اجراي دو شب کنسرت در تالار يادگار امام (رشت)
1381 / 25 شهريور، تقدير از طرف شوراي اسلامي شهر رشت به عنوان شهروند شايسته
1381 / 17 مهرماه، اجراي کنسرت به مناسبت همايش بازشناسي نهضت جنگل به همراهي ناصر مسعودي در دانشگاه گيلان
1382 / اجراي کنسرت در تالار يادگار امام (رشت) براي مبارزه با مواد مخدر
1382 / اجراي برنامه تيتراژ اول و آخر سريال آواز مه و شرکت در برنامه کاروان موسيقي
1382 / 20 دي ماه مراسم بزرگداشت و استقبال پرشکوه مردم لشتنشا در تالار فرنا لشتنشا
1382 / 26 اسفند از طرف اداره کل ارشاد به عنوان بازرس موسيقي گيلان برگزيده شد
1383 / 31 شهريور مصاحبه با هفتهنامه گيلان بهتر
1383 / اجراي برنامه موسيقي در کاخ نياوران به مناسبت هفته جهانگردي
1383 / عضويت در شوراي فني و آموزشهاي آزاد موسيقي وابسته به ارشاد
1383 / شرکت در برنامه موسيقي جامجم و اجراي برنامه
1383 / تقدير در ششمين جشنواره موسيقي نواحي در کرمان
1384 / 20 مرداد، به عنوان عضو هيات داوران همايش ديلمانشناسي انتخاب شد
1384 / تابستان، شرکت در همايش ديلمانشناسي و اجراي آواز
1384 / 30 مهر، تاليف کتاب ارزشمند موسيقي فولکلوريک گيلان به عنوان طرحي پژوهشي
استاد فريدون پوررضا در فروردين ماه 1391 بدليل مشكلات ريوي و بيماري تنفسي ديده از جهان فروبست.
يكي از جذاب ترين حرفهاي اين استاد فقيد در رابطه با موسيقي سريال پس از باران اين بود: «من براي سريال پس از باران کلاً چهار دقيقه آواز خواندم. با بزرگان که در اين باره صحبت مي کني مي گويند بايد از هفت خوان عبور کنند تا بودجه بگيرند و کار فرهنگي کنند. خوب شما بزرگ موسيقي سنتي که از خيابان گذر مي کني هزار نفر مي ميرند براي تو آيا تو نمي تواني 10 ميليون پول براي سرمايه گذاري روي اين موسيقي جمع آوري کني! بايد حتماً منتظر دولت بنشيني؟ خوب بنشين! اما تو که بقال نيستي مردم تو را مي شناسند و به تو احترام مي گذارند مردم در راه تو جان مي دهند.». بدون شك مرگ اين استاد بزرگ موسيقي ايران لطمه اي جبران ناپذير خواهد بود براي موسيقي و فرهنگ ايران و مخصوصا موسيقي فولكوريك گيلان. درگذشت استاد پوررضا را به جامعه فرهنگي ايران و همه مردم گيلان تسليت مي گوييم.